ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

177

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

يا بايد به صاحب ديگرى فروخته شوند . به همين صورت هم آن دسته از ايرانيانى كه تحت حمايت روس و انگليس هستند و در نتيجه از رعاياى اين دول بشمار مىروند على الرسم و قاعده نبايد غلام داشته باشند و اگر كار از اين جهت به شكايت رسمى برسد غلامان آنها هم آزاد مىشوند . واقعهء زير مؤيد اين گفته است : قنسول انگليس كه به ايران آمده بود از مهمان‌نوازى يكى از تحت الحمايه‌هاى انگليس به نام حاج عبد الكريم هراتى در تهران برخوردار شد و در خانهء وى اقامت گزيد . روزى همهء غلامهاى منزل به حضور او رسيدند و از وى طبق قوانين انگليس خواستند كه از بند اسارت و بردگى آزاد شوند . قنسول چاره‌اى نداشت جز آنكه در عوض مهمان‌نوازى صاحب‌خانه‌اش دستور به آزادى غلامان دهد و از اين رهگذر به وى زيان فراوان وارد آورد . از تمام آنچه گفته شد روشن مىشود كه سواى وضع بهداشتى رقت - انگيزى كه حكمفرماست برده‌ها در ايران دچار وضع دشوار و نامطلوبى نيستند كه هيچ ، بلكه به هيچ وجه اين حالت را در ايران نمىتوان برده‌دارى ناميد . ج . خواجگان طبق طرز فكر خاص شرقيها وجود خواجه‌ها براى محافظت اندرون غير قابل اجتناب است . فقط اندكى از خواجه‌ها كه اكثريت قاطع آنها از غلامانند آزادىنامه گرفته‌اند يا در اصل آزاد بوده‌اند ؛ البته اينها اجازه دارند به ميل و دلخواه خود هركجا بخواهند اقامت كنند و در ازاى مزد ، خدمتى عرضه دارند . روىهم‌رفته اكثريت قابل ملاحظهء آنها با سياهانى است كه از كودكى از افريقا به ايران آورده شده‌اند . چون اغلب بچه‌ها در اثر عمل جراحيى كه ضمن آن آلت تناسلى آنها كلا قطع و جدا مىشود جان مىسپارند ، قيمت يك خواجه حد اقل سه برابر ساير غلامهاست . در ايام قديم كه ايرانيها اغلب از قفقاز اسير جنگى مىگرفتند ، يا در آن ديار به آنها بچه فروخته مىشد تعداد خواجه‌هاى سفيدپوست بسيار بود ؛ آخرين خواجهء قفقازى در مدت اقامت من در تهران به سال 1856 « 2 » چشم از جهان پوشيد . از اين گذشته در جنگهاى داخلى اين هم اتفاق مىافتاد كه اعقاب قائدى را ناقص العضو مىكردند تا صلاحيت جانشينى را از اين طريق از دست بدهد . مؤسس سلسلهء قاجار كه خويشان او فعلا قدرت را در دست دارند ، يعنى خواجه محمد خان نيز به چنين سرنوشتى دچار شده بود . امروز قطع عضو تناسلى فقط به عنوان مجازات براى ارتكاب جنايتى كه ضمن آن تجاوز هم شده باشد اجرا مىگردد . به هنگام اقامت من در تهران فقط يك مورد از اين ماجرا اتفاق افتاد ، اما از ولايات چند مورد ديگر به من گزارش شد . بديهى است كه همواره اشخاص بالغ به اين سرنوشت ستمكارانه دچار مىشوند و در نتيجه معدودى از آنها از معركه جان سالم بدر مىبرند . اما آن كس كه از اين عمل سالم بيرون بيايد در يكى از حرمسراها زندگى توأم با ناز و نعمتى را خواهد گذراند ، چون خواجهء

--> ( 2 ) . برابر با 3 - 1272 ه . ق - م .